هامانهامان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

هامان هستی مامان

مادر

كلمه مادر تقريبا تو اكثر زبونهاي دنيا تو داشتن حروف «ميم» و« الف» و «ر» مشتركه!!! اين حروف قشنگ ترين حروف دنيا هستند..... ميم ...الف...دال...ر مادر ( Madar ... فارسي) ( سانسكريت .... matar) ( ايرلندي.... mathair) (يوناني .... meter) (ارمني ...mayr) ( اومانيايي .... mama) (ويلزي .... mam) (لهستاني... matka ) (انگليسي.... mother) (فرانسوي .... mere) ( آلماني ....mutter) (اسپانيايي .... madre) (ايتاليايي .... madre) (لاتين.... mater) (داچ .... moeder) ...
28 فروردين 1390

پسرم

" لغتنامه هامان جون" "ایو"                             " الو" "نانا  "                           "بابا" "مه "                          "مامان" "دد "          &n...
28 فروردين 1390

پسرم

" لغتنامه هامان جون" "ایو" " الو" "نانا" "بابا" "مه" "مامان" "دد" "دد" "حرکات " دس دسی نانای سرسری بای بای =تکان دست همراه با سرسری ناز نازی بوس کندن جوراب لباس پوشیدن همه لباسا رو حتی جوراب رو از سرت می خوای بپوشی "بازیهای مورد علاقه " فوتبال دالی کردن "وسایل مورد علاقه" جاروبرقی به محض خاموش شدن مکافات داریم همسایه ها زنگ مارومی زنن ومی گن چه اتفاقی افتاده آره پسرم جارو برقی خاموش شده ودیگر وسایل برقی اتو سشوار تلویزیون و ریموت تلویزیون و گوشی موبایل و برس عینک هر کی عینک داره وقتی شمارو می بینه عینکشو ... وای به حال کسی...
28 فروردين 1390

نامه ای به مردان بزرگ زندگیم

"هامان و حامد" باسلامی گرم با درودی پاک می آغازم این پیغام روزگارتان خوش باد ای که رنگ خدائی تان زندگیم را مالامال از عشق کرده راستی من چگونه احساسم را بیان کنم من که چونان کودکی دلباخته می مانم آسمان دیدگانم از رویای بودن با شما آکنده است زندگی را با ترنمهای رنگین نگاهتان نظاره می کنم نگاهم را که از اعماق قلبم ریشه می گیرد شادمانه به انتظارتان می دوانم سکوتم صدای شما هوایم هوای شما دلتنگیم برای شما تنهاییم به یاد شما زندگیم فدای شما     ...
28 فروردين 1390

نامه ای به مردان بزرگ زندگیم

"هامان و حامد" باسلامی گرم با درودی پاک می آغازم این پیغام روزگارتان خوش باد ای که رنگ خدائی تان زندگیم را مالامال از عشق کرده راستی من چگونه احساسم را بیان کنم من که چونان کودکی دلباخته می مانم آسمان دیدگانم از رویای بودن با شما آکنده است زندگی را با ترنمهای رنگین نگاهتان نظاره می کنم نگاهم را که از اعماق قلبم ریشه می گیرد شادمانه به انتظارتان می دوانم سکوتم صدای شما هوایم هوای شما دلتنگیم برای شما تنهاییم به یاد شما زندگیم فدای شما ...
28 فروردين 1390

همسفرم

سفرم را با تو در كوچه باغهای زندگی آغاز كردم و هميشه سربلند از با تو بودن و سر بلند تر برای تو را داشتن، به ديوارها و فاصله ها لبخند زدم.ديشب خواب ديدم كه با هم، در كنار هم و همصدای هميم و غنچه زیبای زندگیمان هم در حال خندیدن است. ديواری را كه روبرويمان است با دستهايمان... تنها با دستهايمان ويران می كنيم... كاش می ديدم كه پشت ديوار چه رنگی بود ولی يقين دارم كه نور پشت ديوار چشمانم را خيره كرده بود...تو مارا در آغوش خود گرم فشردی و اسمان به روی بودن ما لبخند زد. ...
28 فروردين 1390

همسفرم

سفرم را با تو در كوچه باغهای زندگی آغاز كردم و هميشه سربلند از با تو بودن و سر بلند تر برای تو را داشتن، به ديوارها و فاصله ها لبخند زدم.ديشب خواب ديدم كه با هم، در كنار هم و همصدای هميم و غنچه زیبای زندگیمان هم در حالخندیدن است. ديواری را كه روبرويمان است با دستهايمان... تنها با دستهايمان ويران می كنيم... كاش می ديدم كه پشت ديوار چه رنگی بود ولی يقين دارم كه نور پشت ديوار چشمانم را خيره كرده بود...تو مارا در آغوش خود گرم فشردی و اسمان به روی بودن ما لبخند زد. ...
28 فروردين 1390

مادرم

چه رنج ها برایم کشیدی ومن نتوانستم پاسخ چشم های همیشه مضطربت را بدهم پاسخ شانه هایی که همیشه آغوش بی کسی هایم را پرمیکرد... مرا ببخش که با آمدنم قلب مهربانت را همیشه نگران کردم... سایه ات مستدام . دوستت دارم بهترینم... ...
28 فروردين 1390