بدون عنوان
یه مشکلی هست که امروز مامان منو نگران کرده دیشب همه چی بروفق مراد بود کلی با بابایی فوتبال بازی کردی.gif)
و خوشحال بودی .gif)
ساعت ۴۵/۴ دقیقه صبح گرسنه بودی شیرت دادم و بعد از یک ربع شروع به گریه کردی
گریه هایی که اشک منو درآورده بود
من و بابا مستاصل بودیم بهت دارو دادیم و بغلت گرفتیم و خواستیم سرگرمت کنیم ولی اثری نداشت و گریه ات قطع نمی شد نمی دونم چی شده بود منم همراه شما اشکام می اومد
آخه کاری از دستم برنمی اومد ساعت ۷ صبح خوابت برد و من مجبور بودم بیام سرکار
البته به بابایی گفتم اگه دوباره گریه کردی و ناراحت بودی با من تماس بگیره
تا برگردم ساعت ۹ تماس گرفتم بابایی گفت خوابی ولی تو خواب ناله می کنی خیلی دل نگرانم
خدای نکرده مشکل خاصی نباشه البته احتمال می دم درد دندونات باشه گل پسرم شما به خاطر دندونات خیلی داری اذیت می شی خدایا کمک کن تا پسرم هیچ و قت ناراحت نباشه و همیشه لبانش خندون باشه دوستت دارم گل پسرم خیلی خیلی زیاد

امیدوارم همیشه در آرامش باشی ای تمامی هستی


بدون عنوان
