هامانهامان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

هامان هستی مامان

بدون عنوان

1390/1/21 11:02
نویسنده : مامان رزیتا
357 بازدید
اشتراک گذاری

یه مشکلی هست که امروز مامان منو نگران کرده دیشب همه چی بروفق مراد بود کلی با بابایی فوتبال بازی کردیniniweblog.com

 و خوشحال بودی niniweblog.com

ساعت ۴۵/۴ دقیقه صبح گرسنه بودی شیرت دادم و بعد از یک ربع شروع به گریه کردی niniweblog.comگریه هایی که اشک منو درآورده بود من و بابا مستاصل بودیم بهت دارو دادیم و بغلت گرفتیم و خواستیم سرگرمت کنیم ولی اثری نداشت و گریه ات قطع نمی شد نمی دونم چی شده بود منم همراه شما اشکام می اومد آخه کاری از دستم برنمی اومد ساعت ۷ صبح خوابت برد و من مجبور بودم بیام سرکار البته به بابایی گفتم اگه دوباره گریه کردی و ناراحت بودی با من تماس بگیره تا برگردم ساعت ۹ تماس گرفتم بابایی گفت خوابی ولی تو خواب ناله می کنی خیلی دل نگرانم خدای نکرده مشکل خاصی نباشه البته احتمال می دم درد دندونات باشه گل پسرم شما به خاطر دندونات خیلی داری اذیت می شی خدایا کمک کن تا پسرم هیچ و قت ناراحت نباشه و همیشه لبانش خندون باشه دوستت دارم گل پسرم خیلی خیلی زیاد

امیدوارم همیشه در  آرامش باشی ای تمامی هستی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان حسین
21 فروردین 90 11:49
سلام نگران نباشین احتمالا به خاطر دندوناش باشه.پسر من هم همینطور بود گاهی.
نسترن
21 فروردین 90 13:18
سلام عزیزم. توام که همسن آرین منی. مامانی نگران نباش ارین منم داره دندون در میاره . کلی اخلاقش تغییر کرده.
مامان ماهان
22 فروردین 90 0:15
نگران نشو به خاطر دندونش ماهانم اینطور بود دل نوشته هات خیلی زیبا بود ممنونم