هامانهامان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

هامان هستی مامان

امان از این دل

1390/1/24 8:27
نویسنده : مامان رزیتا
363 بازدید
اشتراک گذاری

دلم برای دلشوره های همیشه اش میسوزد....برای محبتی که به پایمان میریزد بیدریغ و برگ و بار خوشنودیمان میشود....برای چشمانش که همیشه نمناک از دلواپسیها و دغدغه هایی است که خرج دلهای گاه فراموشکار مان میکند.....دلم برایش میسوزد وقتی بر سجاده عشق مینشیند و دستهای مهربان وخسته اش را رو به سوی او میبرد و فقط برای ما میخواهد ونه خودش.....برای آرزوهایش که خلاصه درآرزوهای ما میشود.....این روزهابا دیدن هامان که تمام زندگیم را در بر گرفته یادم می آید روزهایی که به تمام دلنگرانیهایش میخندیدم و میگفت بگذار مادر شوی......!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

رها
24 فروردین 90 8:46
به روايت افسانه‌ها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبي و ديگر شرارت‌ها بود. ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مي‌رسيد، بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد. كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟ شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگي‌ست آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟ شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير ابزارم بي‌اثر مي‌شوند، فقط با اين وسيله مي‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، مي‌توانم با او هر آنچه مي‌خواهم بكنم.. من اين وسيله را در مورد تمامي انسان‌ها به كار برده‌ام. به همين دليل اين قدر كهنه است
مامان ماهان
24 فروردین 90 9:03
عزیزم خیلی با احساس نوشتی بووووووووووووس
سارا
24 فروردین 90 9:43
سلام عزیزم چقدر قشنگ بود چقدر نوشته هات رو دوست دارم