هامانهامان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

هامان هستی مامان

داستانک

1390/4/15 8:32
نویسنده : مامان رزیتا
600 بازدید
اشتراک گذاری

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر "دچار مشکل

   بزرگی شد :

می بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل   یهودا

 یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند ٬

تصویر میکرد ! کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیش را پیدا کند ٬

روزی در یک مراسم سرود دسته جمعی ٬ تصویر کامل مسیح را

در چهره یکی از جوانان یافت . جوان را به کارگاهش دعوت کرد و

 ازچهره اش اتود ها و طرح هائی برداشت .

سه سال گذشت . تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود ٬

اما داوینچی هنوز برای یهودا سمبل بدی ٬ مدل مناسبی پیدا نکرده بود .

کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار میاورد که : نقاشی دیواری را

زودتر تمام کند . نقاش پس از روزها جستجو ٬ جوان شکسته و

 ژنده پوش مستی را درجوی آبی یافت ٬بزحمت از دستیارانش خواست

 او را تا کلیسا بیاورند ٬ چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از

 او نداشت ! گدای مست را که درست نمی فهمید چه خبر است

بکلیسا آوردند . دستیاران سر پا نگه اش داشتند و در همان وضع

داوینچی از خطوط بی تقوایی ٬ گناه و خود پرستی که بخوبی بر آن

 چهره نقش بسته بودند ٬ نسخه بر داری کرد ! وقتی کارش تمام شد

 گدا ٬ که دیگر مستی از سرش پریده بود ٬ با چشمهای باز و آمیزه ای

 از شگفتی و اندوه گفت : من این تابلو را قبلا دیده ام !! داوینچی

 شگفت زده پرسید : کی و کجا ؟ گدا گفت سه سال قبل ٬

پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم ! موقعی که در یک گروه

سرود آواز میخواندم ٬ زندگی پر از رویایی داشتم ٬ هنرمندی

از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره ملکوتی عیسی

سمبل نیکی بشوم ٬ می توان گفت نیکی و بدی یک چهره دارند !‌

همه چیز به این بستگی دارد

             که هر کدام چه موقع سر راه و انتخاب انسان قرار گیرد !

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان ماهان
14 تیر 90 23:50
پارميدا
15 تیر 90 8:23
هامان چطوري؟ كجايي دوست من، راستي مي دوني مامان جوني ات به مامان جون من گفته ترا مي خواد بياره سركار يعني اداره، خوش به حالت كاش مامان جون من هم مي تونست منو بياره
ملی
15 تیر 90 21:10
عاشقه مطالبه خوشگلتم
گلاره جون
15 تیر 90 22:53
salam asalam matalebet jaleb bod pesaremono az jaee man mohkam bebos ghorbonesh beram