هامانهامان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

هامان هستی مامان

یه سوال

1390/6/1 11:51
نویسنده : مامان رزیتا
519 بازدید
اشتراک گذاری

زیبا

می خوام از شما دوستان مهربانم یه سوال بپرسم ببینم شما هم حس منو دارید یا من مشکل پیدا کردم

روز به روز به هامان وابسته تر می شم نمی تونم از خودم جداش کنم می دونم دارم اشتباه می کنم ولی نمی تونم جدا از خودم بخوابونمش تا به خواب میره گریه می کنم چون دلم تنگ میشه

البته اینو بگم اونم خیلی بیشتر از قبل به من وابسته شده اصلا اجازه نمی ده من توی آشپزخونه باشم مدام از من می خواد کنارش باشم و یا تو بازیاش شرکت کنم زو یا نظاره گر کاراش باشم هر چند که قبلاً هم از دور همراهیش می کردم ولی الان دیگه باید نزدیکش باشم

اگه راهکار مناسبی دارید به من پیشنهاد کنید چون می ترسم هم اون آسیب  ببینه هم من

عزیز مادر خیلی دوستت دارم

زیبا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

ملی
1 شهریور 90 12:16
ببخشید می ترسم چیزی بگم حکایت خرما خورده منع رطب کی کند بشه ؛ اما اینطوری کار واسه هر دوتون سخت میشه مهد کودک شاید فکر خوبی باشه .


از راهنماییت ممنون عزیزم
مامان پارسا
2 شهریور 90 2:27
مهد میتونه راه حل مناسبی باشه نیمه وقت بره بد نیست،دوستای تازه ای هم پیدا میکنه،فقط مراقب باش کجا میزاریش، نره 4 تا کارم یاد بگیره پشیمونت کنه اینم برای هامان خان
مامان پارسا جون
2 شهریور 90 15:49
خانومی پسر منکه هنوز به اون سن نرسیده که به من وابسته بشه ولی من خودم بی اندازه بهش وابسته ام.به خاطر همین نمیدونم بهت چه پیشنهادی بدم. شاید من هم یه روزی این سوال واسم پیش بیاد
مامان ماهان
4 شهریور 90 18:18
مهد کودک گزینه مناسبیه ولی حتما تحقیق کن ببین چه جور مهدیه هامان جونو ببوس