هامانهامان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

هامان هستی مامان

دلتنگی

1390/6/16 10:04
نویسنده : مامان رزیتا
404 بازدید
اشتراک گذاری
زیبا
دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن
خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی
زمین همیشه سبز و کوههای همیشه قهوه ای
دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز
برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی
برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی
دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته
برای اولین زنگ مدرسه
برای واکسن اول دبستان
برای سر صف ایستادن ها
برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته
دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد
دلم برای ضربدر و ستاره
دلم برای ترس از سوال معلم
کارت صد آفرین
بیست داخل دفتر با خودکار قرمز
و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر
دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت
دلم برای زنگ تفریح
برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها
برای لی‌لی کردن
دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم
برای اردو رفتن
برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن
دلم برای روزنامه دیواری درست کردن
برای تزئین کلاس
برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود
برای خنده های معلم و عصبانیتش
برای کارنامه.... نمره انضباط
برای مُهرقبول خرداد
دلم برای خودم
دلم برای دغدغه و آرزو هایم
دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده
نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم
کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟
زیبا
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

نرجس
16 شهریور 90 10:06
با تولد خاله کوچیکه آپم بدو بیا!
مامان پارسا جون
16 شهریور 90 18:00
عالی بود
مامان پارسا
17 شهریور 90 2:58
اااااااااااااااااااای گفتی من که دلم گاهی هوای مبصر شدن بدها نوشتن میکنه انقدر لذت داشت برام که اسمشونو تو بدها بنویسم با 3 _4 تا ضربدر بدم به خانوم
مامانه میکاییل(ملی)
18 شهریور 90 14:04
منم دلم تنگ شده برای اولین روز مدرسه ، برای لذت خرید لوازم تحریر ، خرید کیفه نو ؛ برای بابام که روزه اوله مدرسه می گفت بابا برو به امیده خدا ، برای لقمه نون پنیری که مامانم برای زنگ تفریح ها می گرفت من دیگه بچه نمی شم آه دیگه بازیجه نمی شم
مامان ماهان
20 شهریور 90 8:45
خیلی زیبا بود عزیزم