روزمرگی
پسر عزیزم امیدوارم هفته خوبی در پیش داشته باشیم هفته قبلمدام با مشکلی که شما داشتید در گیر بودیم آخه عزیزم پوشکی که برای شما استفاده می کردم دیگه توی بازار نیست و مجبور شدم مدل ترک اونو استفاده کنم که متاسفانه پاهات زخم شد و عزیزم خیلی اذیت شدی بالاخره پیش دکترت رفتیم و آقای دکتر هم توصیه کرد پوشکتو عوض کنیم و بیشتر اوقات هم آزاد باشی عزیزم ولی شما اینقدر صبور بودی که اصلا اعتراضی نداشتی البته خداروشکر بهتر شدی امیدوارم دیگه تکرار نشه

چهارشنبه گذشته باهم پارک رفتیم البته همیشه میریم این بار بدون بابا حامد رفتیم کلی بازی کردی و خوش گذروندی روز پنجشنبه هم سرزمین عجایب رفتیم و کلی بازیکردی قطار رویایی رو خیلی دوست داشتی متاسفانه استخر توپ رو نتونستی وارد بشی خانوم مسئول استخر توپ گفت شما هنوز خیلی کوچولو هستی البته جاهای دیگه اینطئر نیست اینم قانون اونجا بود ولی کلی دلخور شدم ولی با همدیگه کلی از وسایل دیگه استفاده کردیم و راضی نمی شدی بیایی خونه راستی اینو بگم به مامان هم خیلی خوش گذشت به دوران کودکی برگشته بودم البته اینبار با حسی زیباتر که شمارودرکنارم داشتم عکساتو به زودی میگذارم



روزمرگی
