کودکی
بچگی هام، سادگی هام، همه دلدادگی هام
روزای خوب گذشته، برنگشته، برنگشته. . .
لِی لِی و خاله جون بازی
غروبا تو حوض آب بازی
ساندویچهای نخورده
همسایه اونها رو برده
پیچ و تاب زلفِ افشون
بادبادکهای پریشون
لب طاقچه یه پرنده است
میگه این روزا پرخنده است
روزای دیروز گدشته
دیگه هرگز برنگشته
یادمون باشه همیشه
زندگی اینجوری میشه
حالا . . . حالا . . .
لب طاقچه به پرنده است
میگه باد عمر وزنده است
می بره هر چی که میخواد
هر کی بپره برنده است. . .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کودکی
