هامانهامان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

هامان هستی مامان

بازی

پسرم دیروز صبح ساعت15/6 صبحچشماتو وا کردی و منو در حال آماده شدن دیدی و بهونه گیری شروع شد هر چی می گفتم برو پیش بابا همش می گفتی نه خلاصه تصمیم گرفتم کمی بازی کنیم و بعدش برم شماهم به هر طریق ممکن می خواستی منو خونه نگهداری کتاب مامان رو آوردی و با حرکاتت به من گفتی که بخونم و خلاصه ازم خواستی باهم تلویزیون ببینیم و ساعت 8 گذشته بود که راضی شدی بری با بابا بازی کنی و من هم برم سر کار البته با تاخیر فدای سرت مهم نیستباور کن اگه کار مهم نداشتم خونه می موندم ولی چاره نبودبعد از پایان ساعتکار بابا دنبال من اومد و منو رسوند خونه پدرجون از اونجا بابا کار داشت و از ما خواست خودمون بریم موقع برگشت کلی گریه کردی و می خواستی با بابا بری و مج...
30 شهريور 1390

18 ماهگی

١٨ ماهگیت مبارک گل پسرم امروز 18 ماهه شدی امیدوارم هزارساله باشی مدتهاست استرس واکسن 18 ماهگیت رو دارم کلی خودم رو آماده کردم که چهار شنبه بریم واکسنتو بزنیم ولی با دکترت تماس گرفتم گفت مسافرتم و هفته آینده بیارش مجبورم چهارشنبه آینده ببرمت تا پنجشنبه و جمعه پیشت باشم و مجبور نشم مرخصی بگیرم  استرس و دلشوره زیادی برای این واکسن دارم خدا به خیر بگذرونه هامان جان شما اونقدر بزرگ شدی که همه چیز رو درک کنی دیروز بابا گفت زنگ بزن به دایی فوری رفتی گوشی تلفن رو برداشتی و به من دادی موقع خوردن داروهات (ویتامین آد-آهن و زینک پلاس) تا منو دارو به دست می بینی بدو میری بغل بابا می ...
26 شهريور 1390

18 ماهگی

١٨ماهگیت مبارک گل پسرم امروز 18 ماهه شدی امیدوارم هزارساله باشی مدتهاست استرس واکسن 18 ماهگیت رو دارم کلی خودم رو آماده کردم که چهار شنبه بریم واکسنتو بزنیم ولی با دکترت تماس گرفتم گفت مسافرتم و هفته آینده بیارش مجبورم چهارشنبه آینده ببرمت تا پنجشنبه و جمعه پیشت باشم و مجبور نشم مرخصی بگیرم استرس و دلشوره زیادی برای این واکسن دارم خدا به خیر بگذرونه هامان جان شما اونقدر بزرگ شدی که همه چیز رو درک کنی دیروز بابا گفت زنگ بزن به دایی فوری رفتی گوشی تلفن رو برداشتی و به من دادی موقع خوردن داروهات (ویتامین آد-آهن و زینک پلاس) تا منو دارو به دست می بینی بدو میری بغل بابا می شینی و دهنت رو باز ...
26 شهريور 1390

روزمرگی

پسر عزیزم امیدوارم هفته خوبی در پیش داشته باشیم هفته قبل مدام با مشکلی که شما داشتید در گیر بودیم آخه عزیزم پوشکی که برای شما استفاده می کردم دیگه توی بازار نیست و مجبور شدم مدل ترک اونو استفاده کنم که متاسفانه پاهات زخم شد و عزیزم خیلی اذیت شدی بالاخره پیش دکترت رفتیم و آقای دکتر هم توصیه کرد پوشکتو عوض کنیم و بیشتر اوقات هم آزاد باشی عزیزم ولی شما اینقدر صبور بودی که اصلا اعتراضی نداشتی البته خداروشکر بهتر شدی امیدوارم دیگه تکرار نشه     چهارشنبه گذشته باهم پارک رفتیم البته همیشه میریم این بار بدون بابا حامد رفتیم کلی بازی کردی و خوش گذروندی روز پنجشنبه هم سرزمین عجایب رفتیم و کلی بازیکردی قطار رویایی...
19 شهريور 1390

روزمرگی

پسر عزیزم امیدوارم هفته خوبی در پیش داشته باشیم هفته قبلمدام با مشکلی که شما داشتید در گیر بودیم آخه عزیزم پوشکی که برای شما استفاده می کردم دیگه توی بازار نیست و مجبور شدم مدل ترک اونو استفاده کنم که متاسفانه پاهات زخم شد و عزیزم خیلی اذیت شدی بالاخره پیش دکترت رفتیم و آقای دکتر هم توصیه کرد پوشکتو عوض کنیم و بیشتر اوقات هم آزاد باشی عزیزم ولی شما اینقدر صبور بودی که اصلا اعتراضی نداشتی البته خداروشکر بهتر شدی امیدوارم دیگه تکرار نشه چهارشنبه گذشته باهم پارک رفتیم البته همیشه میریم این بار بدون بابا حامد رفتیم کلی بازی کردی و خوش گذروندی روز پنجشنبه هم سرزمین عجایب رفتیم و کلی بازیکردی قطار رویایی رو خیلی دوست داشتی مت...
19 شهريور 1390