هامانهامان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

هامان هستی مامان

18 ماهگی

١٨ ماهگیت مبارک گل پسرم امروز 18 ماهه شدی امیدوارم هزارساله باشی مدتهاست استرس واکسن 18 ماهگیت رو دارم کلی خودم رو آماده کردم که چهار شنبه بریم واکسنتو بزنیم ولی با دکترت تماس گرفتم گفت مسافرتم و هفته آینده بیارش مجبورم چهارشنبه آینده ببرمت تا پنجشنبه و جمعه پیشت باشم و مجبور نشم مرخصی بگیرم  استرس و دلشوره زیادی برای این واکسن دارم خدا به خیر بگذرونه هامان جان شما اونقدر بزرگ شدی که همه چیز رو درک کنی دیروز بابا گفت زنگ بزن به دایی فوری رفتی گوشی تلفن رو برداشتی و به من دادی موقع خوردن داروهات (ویتامین آد-آهن و زینک پلاس) تا منو دارو به دست می بینی بدو میری بغل بابا می ...
26 شهريور 1390

18 ماهگی

١٨ماهگیت مبارک گل پسرم امروز 18 ماهه شدی امیدوارم هزارساله باشی مدتهاست استرس واکسن 18 ماهگیت رو دارم کلی خودم رو آماده کردم که چهار شنبه بریم واکسنتو بزنیم ولی با دکترت تماس گرفتم گفت مسافرتم و هفته آینده بیارش مجبورم چهارشنبه آینده ببرمت تا پنجشنبه و جمعه پیشت باشم و مجبور نشم مرخصی بگیرم استرس و دلشوره زیادی برای این واکسن دارم خدا به خیر بگذرونه هامان جان شما اونقدر بزرگ شدی که همه چیز رو درک کنی دیروز بابا گفت زنگ بزن به دایی فوری رفتی گوشی تلفن رو برداشتی و به من دادی موقع خوردن داروهات (ویتامین آد-آهن و زینک پلاس) تا منو دارو به دست می بینی بدو میری بغل بابا می شینی و دهنت رو باز ...
26 شهريور 1390

روزمرگی

پسر عزیزم امیدوارم هفته خوبی در پیش داشته باشیم هفته قبل مدام با مشکلی که شما داشتید در گیر بودیم آخه عزیزم پوشکی که برای شما استفاده می کردم دیگه توی بازار نیست و مجبور شدم مدل ترک اونو استفاده کنم که متاسفانه پاهات زخم شد و عزیزم خیلی اذیت شدی بالاخره پیش دکترت رفتیم و آقای دکتر هم توصیه کرد پوشکتو عوض کنیم و بیشتر اوقات هم آزاد باشی عزیزم ولی شما اینقدر صبور بودی که اصلا اعتراضی نداشتی البته خداروشکر بهتر شدی امیدوارم دیگه تکرار نشه     چهارشنبه گذشته باهم پارک رفتیم البته همیشه میریم این بار بدون بابا حامد رفتیم کلی بازی کردی و خوش گذروندی روز پنجشنبه هم سرزمین عجایب رفتیم و کلی بازیکردی قطار رویایی...
19 شهريور 1390

روزمرگی

پسر عزیزم امیدوارم هفته خوبی در پیش داشته باشیم هفته قبلمدام با مشکلی که شما داشتید در گیر بودیم آخه عزیزم پوشکی که برای شما استفاده می کردم دیگه توی بازار نیست و مجبور شدم مدل ترک اونو استفاده کنم که متاسفانه پاهات زخم شد و عزیزم خیلی اذیت شدی بالاخره پیش دکترت رفتیم و آقای دکتر هم توصیه کرد پوشکتو عوض کنیم و بیشتر اوقات هم آزاد باشی عزیزم ولی شما اینقدر صبور بودی که اصلا اعتراضی نداشتی البته خداروشکر بهتر شدی امیدوارم دیگه تکرار نشه چهارشنبه گذشته باهم پارک رفتیم البته همیشه میریم این بار بدون بابا حامد رفتیم کلی بازی کردی و خوش گذروندی روز پنجشنبه هم سرزمین عجایب رفتیم و کلی بازیکردی قطار رویایی رو خیلی دوست داشتی مت...
19 شهريور 1390

پروژه خواب

راستی پسرم بعد از کلی کلنجار رفتن باخودم و غر غر کردن اطرافیان راضی شدم شمارو توی اتاق خودت بخوابونم دوشب گذشته هم شما بد خواب شدی هم من آخه منم به اتاق شما کوچ کردم و پایین تخت شما می خوابم شما که تا صبح چند بار بیدار می شی و می شینی و گریه می کنی عزیزم لازمه که عادت کنی توی تخت خودت بخوابی برای منم سخته ولی چاره ندارم باید زودتر این کارو می کردم چون بعد از ١٨ ماهگی  تاریکی و ترس از تاریکی برای شما معنا پیدا می کنه فرشته کوچولوی مامان مطمئن باش تا چند شب دیگه عادت می کنی قربونت برم امیدواره همیشه خوابای رنگی ببینی گل پسرم ...
19 شهريور 1390

دلتنگی

دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن خورشید همیشه خندان ، آ سمان همیشه آ بی زمین همیشه سبز و ک وههای همیشه قهوه ای دلم برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی برای گونیا و نقاله و پرگار و جامدادی دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته برای اولین زنگ مدرسه برای واکسن اول دبستان برای سر صف ایستادن ها برای قرآن های اول ص بح و خواندن سرود ایران اول هفته دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد دلم برای ضربدر و ستاره دلم برای ترس از سوال معلم کارت صد آفرین بیست داخل دفتر با خودکار قرمز و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر دلم برا...
16 شهريور 1390

دلتنگی

دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن خورشید همیشه خندان ، آ سمان همیشه آ بی زمین همیشه سبز و ک وههای همیشه قهوه ای دلم برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی برای گونیا و نقاله و پرگار و جامدادی دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته برای اولین زنگ مدرسه برای واکسن اول دبستان برای سر صف ایستادن ها برای قرآن های اول ص بح و خواندن سرود ایران اول هفته دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد دلم برای ضربدر و ستاره دلم برای ترس از سوال معلم کارت صد آفرین بیست داخل دفتر با خودکار قرمز و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر دلم برای ...
16 شهريور 1390

بدون عنوان

هامان عزیزم امروز عصر که از اداره برگردم میریم پیش مادرجون و آقاجون امیدوارم بهمون خوش بگذره البته میدونم به شما خیلی خوش میگذره البته سفرمون این بار سه چهار روزه است عزیز دلم امیدوارم تعطیلات به تموم دوستان عزیزم خوش بگذره ...
8 شهريور 1390